غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
420
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ارباب ارادت از وقوع اينحالت در بحر حيرت افتاده بعد از اقامت لوازم تجهيز و تكفين بر نهج سنت سنيهء حضرت ختم المرسلين بران جنازهء مغفرت اندازه نماز گذاردند و در چاشتگاه روز سهشنبه در روضهء مقدسه كه حالا مطاف طواف اكابر آفاق است بخاكش سپردند از غرايب وقايع آنكه در روز فوت آن زبدهء اولاد سيد عالم صلى اللّه عليه و آله و سلم حرم محترمش فاطمه بنت شيخ زاهد كه والدهء ماجده شيخ صدر الدين است از غايت اندوه و اضطراب دست بدعا برآورده گفت الهى بر سينهء شيخ زاهد و علو قدر شيخ صفى الدين قدس اللّه روحهما كه مرا پيش از آنكه يك ماه ازين واقعهء هايله بگذرد بجوار مغفرت خود و اصل گردان و اين مسالت بعز اجابت رسيده بعد از هژده روز از آن مصيبت شامله آن مستورهء مستجاب الدعوه وفات يافت ع دوست بر دوست رفت و يار به يار و همدر آن اوقات شيخ صدر الدين موسى خظيرهء منورهء والدهء بزرگوار را تعمير فرموده در زيب زينت آن روضهء قدس منزلت مساعى جميله مبذول داشت و در نظارت و نظافت ساحت آن مهبط انوار رحمت و رافت اعلام سعى و اهتمام برافراشت مثنوى برافراخت گرد مزار پدر * باندك زمان آسمانى دگر پى مرقد آن امان زمان * زمين جمع گرديد و شد آسمان رسانيد آن روضه سر تا به مه * دو شد كعبه و آسمان گشت ده والى يومنا هذا روزبروز جمعيت و معمورى آن حظيرهء بهشتآئين از پيشتر بيشتر بوقوع مىپيوندد و همواره انوار مراحم و عواطف سبحانى بر آن مرقد عطرسا محيط بوده آثار عنايات يزدانى ساعت بساعت ظاهرتر ميگردد مثنوى ز هرروزن آن روضهء دلگشاى * نموده دو صد جام گيتى نماى در آن كرده ارواح پاكان مقام * كه مرغ حرم را كنند احترام به آن بام مرغى كه ارزنده است * يكى روح لقمان پرنده است بسقائى آن مزار عزيز * خضر مفتخر بوده الياس نيز ملك كرده اين آرزو بر سپهر * كه روبد درش را بجاروب مهر ( و الحمد للّه المستحق للحمد و الثناء و الصلاة على صفية محمد - المصطفى و آله العظام الاتقيا و عترته البرره الازكيا و سلم عليه و عليهم تسليما كثيرا كثيرا ) عطرافشانى خامهء مشكين سواد در گلزار اخبار شيخ صدر الدين موسى و اولاد شيخ صدر الملة والدين پس از انتقال شيخ صفى الدين ببهشت برين در آن زاويهء عرش پيرايه بتمهيد بساط هدايت و ارشاد پرداخت و بر سجادهء تقوى و طهارت متمكن گشته لبتشنگان باديهء طلب را از سرچشمهء باطن فياض سيراب ساخت مثنوى بگسترد شيخ معارفپناه * بساط بزرگانه در خانقاه نشستند در مجلسش سالكان * همه ملك توحيد را مالكان به راه هدايت فرس راندهء * بتكميل ناقص نفس راندهء در صفوة الصفا مسطور است كه در آن روز كه شيخ